الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
54
سلسله مباحث امامت و مهدويت (فارسى)
ارتباطى پيدا نمىكند ؟ پاسخ اين است كه : اوّلًا : بر حسب آنچه در مطلب دوم از مطالب بخش اوّل بيان شد ، اين استقلال ، شرك و اعطاى آن به ممكن ، محال و مستلزم خروج ممكن از امكان است كه استحاله آن بديهى است و ولايت شخص بر نفس خود ، نظير ولايت نوع سوم است كه پس از اين درباره آن بحث خواهد شد . ثانياً : چنانكه در مطلب هشتم گفته شد ، استقلال و ولايت شخص بر نفس خود و هر آنچه مسخر او شده است ، استقلال و اختيارى است كه با امر بين امرين منافات ندارد و قضا و قدر الهى در تمام موارد اعمال اين استقلال و اختيار محفوظ است ؛ امّا در اين استقلالى كه در مديريت امور كاينات فرض مىشود ، مجالى براى قضا و قدر الهى نيست . ثالثاً : در نوع اوّل ، ولايتى بر نظام اسباب و تغيير و تبديل آن نيست ؛ بلكه ولايت در دايره نظام اسباب و مسبّبات و طبق سنّتهاى مقرّر انجام و اعمال مىشود و مداخلهاى در امر اسباب و مسبّبات و خلق اشيا و مواد و اجسام و رزق در بين نيست . رابعاً : استقلال و ولايت عبد بر نفس خود - با اينكه گفته شد استقلال و ولايت مطلق نيست - در كارها و امورى است كه خدا از آن كارها منزّه است ، مثل اكل و شرب و نشستن و برخاستن و فكر كردن و با زبان گفتن و با گوش شنيدن و با دست گرفتن ؛ امّا ولايت مطلقه بر نظام كاينات و مداخله بدون وسائط و اسباب به طور استقلال در رتق و فتق و اداره امور اكوان ، كار خدا است و ديگرى را متصدى شمردن شرك است . خامساً : ادلّه سمعى زيادى از آيات و احاديث دلالت صريح دارند بر اينكه اين